با عرض پوزش به ادرس زیر رفتم
http://aftabeentezar.blogfa.com/
نوشته شده توسط منتظر در دوشنبه 1390/02/05 ساعت 11:37 موضوع | لینک ثابت
سلام متن زیر حرف های وحید یامین پور است همون مجری خوب و دلچسبی که توی دیروز امروز فردا بود و وقتی نبود دیگر برنامه هم شهید شد .خیلی حرفهای درستی زده .من حمایت می کنم .
وحيد يامينپور: قاصد پيامكي فرستاد كه "كارگردان ظهور بسيار نزديك است بازداشت شد". دلم ريخت و پريشان شدم. فيلم را ديده ام. آماتور است و پر است از ايراد. معلوم است كه هيچ نهاد يا سازمان رسمي يا ارادهي ويژه ي سياسي پشت پرده ندارد. علاوه بر اينكه برخي از دست اندركارانش را مي شناسم. جوان هايي هستند كه در محيط طلبگي از سر احساس تكليف و با نيت خير دست به كار شده اند و احتمالا در خواب هم نمي ديدند كه ظرف چند هفته نيروهاي غيبي(!) ميليونها نسخه از كار را تكثير و توزيع كنند و بشوند مساله اول فرهنگي كشور!
كار به صحت و سقم ادعاهايش ندارم كه كار علماست هرچند همين حرف ها بارها و بارها در يادداشت ها و منبرها و سيديها و كتاب هاي مختلف به انحاي ديگر گفته شده بود و اين عكس العمل شديد و سخت را برنيانگيخته بود. با اين حال، من هم معتقدم در دوراني كه همه چيز كالا مي شود، نبايد مقدس ترين معتقدات ديني برود در سيدي و دست هركسي بيافتد و نقل محافل شود تا درباره اش مثل نقل و نبات اظهار نظر كنند. اين حرفها درست و غلطش حرفهاي نخبگاني است نه آجيل خورده ريزه ي سر فرشي.
اما بازداشت عواملش واقعا براي من اتفاق تلخي است. به اين فكر ميكنم كه بازهم چند جوان متدين بدون پشتوانه سياسي وسط ميدان افتادند و خواستند كاري بكنند... كه نفله شدند. مثل همان جوانكهايي كه در شيراز بهخاطر اعتراض به زمين خواري بازداشت شدند، مثل طلبه سيرجاني، مثل چندين جوان حزب الهي ديگري كه چند روز پيش جلوي كنسولگري عربستان در مشهد بازداشت شدند، مثل جواني كه چندي پيش در جلسه سخنراني يكي از مسوولين مملكتي در قم بازداشت شد، مثل احضار كاوه اشتهاردي و مسئول بسيج اميركبير، مثل خيلي هاي ديگر كه فقط بهخاطر دغدغه هاي انقلابي وسط آمدند و اول به به و چه چه شنيدند و دست آخر شدند "جوان خام و افراطي" و ممنوع التصوير شدند يا به دادگاه احضار يا از دانشگاهشان اخراج شدند و...
واقعا اگر قرار است كساني را كه به اعتقادات مردم لطمه ميزنند، احساسات عمومي را جريحه دار مي كنند و رفتارهاي فرهنگي توهين آميز داشته اند، بازداشت كنيم الان نبايد تهمينه ميلاني را بهخاطر حرفهاي چند شب پيش او در برنامه هفت و معلم را براي تقدير از آنجلينا جولي و بهروز افخمي را بهخاطر خراب كردن تنها اثر سينمايي راجع به امام(ره) و علي عطشاني را بهخاطر "دموكراسي تو روز روشن" و اصغر فرهادي را بهخاطر درباره الي و جدايي نادر از سيمين و حرفهاي موهن اخيرش در فرانسه و مسوول پخش چندين فيلم امريكايي مخرب در ايام نوروز از تلويزيون جمهوري اسلامي و بهراميان را براي سريال مخرب ساعت شني و... را بازداشت مي كردند؟
و البته اين ليست براي صدها نفر جا دارد از سينماگرهاي غربزده كه ميلياردها تومان سرمايه فرهنگي را پاي جشنواره هاي صهيونيستي ريختند تا آقازاده هايي كه صبح در ديزين اسكي روي برف دارند و عصر در كيش اسكي روي آب تا بازيكن هاي ميليوني فوتبال كه دم به دقيقه در پارتي هاي شبانه رويت مي شوند تا هنرپيشه هايي كه سيديهايشان نقل و نبات مجالس خاله زنكي است تا برخي مديران رسانه ملي و مديرمسوولان نشريات زرد وخيلي هاي ديگر كه بهجايشان "..." ميگذارم.
كاري به قوه محترم قضائيه ندارم كه بهخاطر رشته ام مي دانم با چه مصيبت هايي در مسير اجراي عدالت و حكم خدا مواجه است. با هم سلك هايم در رسانه ها كار دارم كه آنجا كه بايد حرف بزنند، سكوت مي كنند و باج مي دهند و جاي ديگر مدافع حريم دين و انقلاب مي شوند. ما به اندازه اي كه مسوول گفتن برخي حرفها هستيم، به همان اندازه براي نگفتن برخي حرفها هم مسوول هستيم.
مراجع عظام تقليد، پشتوانه هاي اين انقلاب هستند. همين طلبه جواني كه اين مستند را ساخته، از شيوه گزارش هايي كه به علما داده اند، به شدت گلايه كرده است. نمي دانم چه نيتي بوده است كه موجي از تكذيبيه و انكار راه ميافتد و دودي درست مي شود تا به چشمي فرو برود. چرا وقتي وزارت فرهنگ خاتمي فرش از زير پاي سينماي ايران كشيد و كتاب هاي كوئيلو و اوشو رو به اسم كتاب ديني در بازار ريخت، كسي نرفت تا از علما دست خط بگيرد يا به آن بزرگواران گزارش بدهد. چرا وقتي تمام سازوكار حاكميتي دولت اصلاحات در خدمت نهادينه كردن حاكميت دوگانه و به رسميت شناختن رژيم صهيونيستي و رفتار پلوراليستيك با دين و انقلاب و هضم شدن در نظم نوين جهاني و عقب نشيني از اهداف راهبردي انقلاب اسلامي و... بود، آقايان نمي رفتند تا به علما واقعيات را گزارش بدهند و مردم را روشن كنند.
مي ترسم بيش از اين حرف بزنم و متهم به تشويش اذهان عمومي شوم. علاقهمند به بازداشت كسي نيستم؛ ولي حواسمان باشد كه چه كساني لابلاي انبوه داد و قال ها و نگراني ها و بگو مگوها نفله مي شوند. جوان هاي حزب الهي مظلوم هستند، كار به آنجا نرسد كه عطاي امر به معروف و نهي از منكر را به لقايش ببخشند و براي تبليغ دين و انقلاب لاقيد شوند و بروند دنبال كار اقتصادي... مثل خيلي از قديميترها!
اين دو فراز از رهبر معظم انقلاب بايد چراغ راه باشد:
«يك مطلب ديگر هم عرض كنم و آن اين است كه، در دستگاه قضايى جمهورى اسلامى، بايد براى ضعفا يك نگاه مؤكد و يك عطف نظر ويژه وجود داشته باشد. ترديدى نيست كه در مقابل ترازوى عدل، همه يكسانند؛ اما ضعفا غالباً - يا در بسيارى از اوقات - دستشان به ترازودار عدالت نمىرسد و زبان گويا ندارند. خيلى فاصله است بين آن متخلفِ قانوندان كه پيچ و خمهاى قانون را مىشناسد؛ مىفهمد از كجا وارد شود، كجا تندروى كُند، كجا كُند روى كند، كجا لبخند بزند، كجا اخم كند، با هركسى چگونه رفتار كند، كجا را امضا كند و كجا را امضا كند كه گير نيفتد؛ با آن انسان ضعيفى كه اين پيچ و خمها را بلد نيست. فرق است بين آن كس كه توانايى دارد وكيل زبردستى را به استخدام درآورد تا برايش همه جادهها را صاف كند، و كسى كه چنين توانايى را ندارد. اينها يكسان نيستند. بله؛ آنجا كه بناى ترازو كردن سخن حق و سخن باطل است، همه يكسانند. اگر دزد بر ديوار خانه كسى نردبان بگذارد، شما نگاه نمىكنيد كه اين خانه، خانه كيست. خانه هر كه باشد، دزد را تعقيب خواهيد كرد. در اين شكى نيست. اما بالضروره، تفاوت است در رعايتى كه مسوول و مرجع قضا بايد نسبت به انسان ضعيف بكند:
كوزه بى دسته چو بينى، به دو دستش بردار
مرد بى برگ و نوا را، سبك از جاى مگير
لذا بايد توجه كرد. غالب عناصر مؤمن و حزباللهى و كسانى كه در ميدانهاى دفاع از جمهورى اسلامى در خطوط مقدم قرار گرفتند، جزو دسته دومند. چقدر از جوانان خوب و مؤمن و حزباللهى كه در حادثهاى دچار شدهاند و حتى گاهى بعضى از مسؤولين جريان قضا هم اعتراف مىكنند و مىگويند «ما مىدانيم كه اين بىتقصير است، لكن دست و بالمان بسته است! روال قانونى! آن طرف زرنگ بوده و طورى حركت كرده كه نمىشود به نفع اين مظلوم كارى انجام داد.» جاى استفاده از علم، اينجاست.»
و نیز :
«همه ملت ايران وظيفه دارند كه از عناصر فداكار و ايثارگر، قلباً و لساناً متشكر باشند. ما همه زير بار منت اين ايثارگران هستيم. البته غربزدهها و دلدادههاى به اربابان خارجى و كسانى كه خواب دوران حكومت طاغوت را مىبينند و دلشان مىخواهد كه با امريكا نَرد دوستى ببازند و مثل كشورهاى دستنشانده، دور از نام اسلام و پرچم اسلام، زير بار طواغيت عالم بروند، خوشبختانه در جامعه ما مطرود و دورافتاده و منفورِ مردمند. اينها سعى مىكنند نام پاسدار و نام ارتشى و نام بسيجى و نام جانباز و نام شهيد و نام آزاده و نام ايثارگر را مورد تحقير قرار دهند. وقتى صحبت از ايثارگران مىشود، چهرههايشان درهم مىرود. وقتى صحبت از خانوادههاى شهدا، يا صحبت از نيروهاى بسيجى، يا صحبت از نيروهاى مؤمن حزبالله - كه متن عمومى ملت ايرانند - مىشود، اينها چهره درهم مىكشند. در حالى كه كشور ايران را همين نيروها حفظ كردند. الان هم همين نيروها حفظ مىكنند. الان هم در هر جبهه و در هر قسمتى، اگر خطرى اين كشور را تهديد كند، آن كسانى حاضرند پا در ميدان بگذارند و فداكارى كنند و از خودگذشتگى نشان دهند، كه روحيه ايمانى و روحيه ايثار دارند. آدمهاى خودپرستِ منفعتطلبى كه در همه عمرشان، به جز منافع شخصيشان چيز ديگرى را نمىبينند، اينها كه از يك كشور دفاع نمىكنند؛ از منافع ملت دفاع نمىكنند. وقتِ جنگ كه بشود، جاى اينها خالى است؛ وقتِ خطر كه پيش آيد، جاى اينها خالى است؛ وقتى خطرى نيست، زبان اينها دراز است: "سلقوكم باَلسنةٍ حداد"»
نوشته شده توسط منتظر در چهارشنبه 1390/01/31 ساعت 9:19 موضوع | لینک ثابت
پايگاه اطلاع رساني دفتر حفظ و نشر آيت الله العظمي حضرت آيت الله خامنهاي به انتشار گفتاري از آيتالله محمدعلي جاودان مدرس حوزه و استاد اخلاق با عنوان «براي نماز اول وقت نقشه بكشيد» اقدام كرد.
به گزارش پايگاه اطلاع رساني دفتر حفظ و نشر آيت الله العظمي حضرت آيت الله خامنهاي، اين پايگاه به انتشار گفتاري از آيتالله محمدعلي جاودان مدرس حوزه و استاد اخلاق اقدام كرد.
بنابراين گزارش، تابستان سال 1387 بود كه به اتفاق حاجآقاي پناهيان به ديدار آيتالله محمدعلي جاودان رفتيم تا با ايشان درباره موضوع معنويت و الزامات آن گفتوگو كنيم.
يكي از توصيههاي ايشان يا بهتر است بگويم اولين توصيهي ايشان به جوانان، خواندن نماز اول وقت و صحيح بود. سخنان روز گذشته رهبر انقلاب اسلامي درباره توجه به نماز، بهانهي خوبي است تا دوباره سري به صحبتهاي اين استاد اخلاق بزنيم:
دستور اولي كه ميخواهم براي كساني كه قصد شروع دارند، بگويم- مطلبي است كه هزاران بار استادان و بزرگاني نظير مرحوم آيتالله حقشناس به جوانان توصيه ميكردند- نماز اول وقت است. نماز اول وقت بخوانيد. اگر توانستيد، به جماعت بخوانيد و اگر هم نشد، همان اول وقت بخوانيد.
* براي نماز اول وقت نقشه بكشيد
شايد جوان بهخصوص در اين زمانهايي كه شبها كوتاه است و اذان صبح خيلي زود اتفاق ميافتد و وقت اداي نماز كم است، شكست بخورد؛ عيبي ندارد. براي فردا شب نقشه بكشد. براي پس فردا شب. براي هزار شب ديگر. بايد برنامه بريزيم كه نمازمان را اول وقت بخوانيم، اما بايد در نظر بگيريم كه يكي از نمازهايمان نماز صبح است كه خيلي هم اول وقت خواندنش مهم است.
بنابراين براي آن هم بايد نقشه داشته باشيم، تا حتماً در طرحمان آن را هم به اول وقت برسانيم. اما مشكلش خيلي بيشتر از ظهر و عصر و مغرب و عشاء است.
مثلاً ممكن است كه دانشجويي وقت نماز ظهر و عصرش در كلاس مشغول باشد. ما نميگوييم كه كلاس را بشكند و بيرون بيايد، اما هر وقت كه كلاس تمام شد، بلافاصله برود نمازش را بخواند. ديگر نرود مثلاً يك ناهاري با خيال راحت بخورد و يك ساعتي هم استراحت، نه. نمازمان را ميخوانيم. دست كم وضو ميگيريم و نماز ظهر را ميخوانيم تا از اول وقتش خيلي دير نشود. بعد هم اگر گرسنه بوديم، ناهار ميخوريم و نماز عصرمان را بلافاصله ميخوانيم. اين نماز اول وقت را برايش بكوشيم.
* شيطان از چه كسي هراس دارد؟
اگر روايت اين باب را ديده باشيم، ميفرمايد كه شيطان از كسي كه نمازش را اول وقت ميخواند و بر آن مراقبت ميكند، هميشه ترسان است. «لايَزالُ الشّيطانُ زائِلاً مِن بَني آدم». اين نكته را هم به نماز اول وقت اضافه كنيم كه نماز صحيح بخوانيد.
بنابراين براي اينكه نماز صحيح باشد، من ناگزيرم كه ركوع صحيح بياموزم، غسل صحيح بياموزم، يك حمد و سورهي صحيح بياموزم و مسائل ديگر نماز را بياموزم كه اگر كلش را جمع كني، ممكن است در سه چهار ساعت بشود به همهاش پرداخت.
تقليد صحيح؛ يعني ميپرسم و عمل ميكنم. چند مسأله در باب وضو بايد بخوانم؛ مثلاً به اندازهي دو صفحه رساله، براي غسل بايد دو صفحه رساله بخوانم، براي نمازم هفت، هشت صفحه بايد بخوانم تا مسائل اصلي را ياد بگيرم. چون جوانم، زودتر ياد ميگيرم. بعد هم دو بار، سه بار يا بيشتر پيش معلم ميخوانم تا تصحيح شود.
من به يك نماز صحيح احتياج دارم و بعد از آن به يك نماز اول وقت. جوان مادامي كه نمازش را صحيح ميخواند، نمازش را دقت ميكند، مواظبت ميكند و اول وقت ميخواند، شيطان ترسان است. نه اين كه جوان از شيطان ترسان باشد؛ شيطان از آن جوان ترسيده است. اگر انسان اينگونه نباشد، آنوقت شيطان طبق روايات، انسان را به جاهايي ميبرد كه ديگر برگشت ندارد.
اگر ميخواهيد هميشه سالم و محفوظ بمانيد، نماز اول وقت بخوانيد. نماز اول وقت ايجادكنندهي ترس از خداست. بعضي جوانها دو دقيقه نماز ميخوانند؛ نه دو دقيقه و نه نيم ساعت. ما كه يك ذره بيشتر كِش ميدهيم -كه آن هم از روي عادت است و قيمت ندارد- ميشود پنج دقيقه. «سبحان ربي العظيم و بحمده» را صحيح بگو؛ يك بار بگو، اما صحيح و با آرامش بدن. صحيح خواندن نماز مثل اين است كه انسان به ديوار مستحكمي تكيه كرده باشد. اين امر را اگر شما بهدست بياوريد، حتي با نيروي خيلي زياد هم اين زمين نميخورد. شايد تكان بخورد، اما زمين نميخورد. ممكن است حوادث مهمي هم برايش پيش بيايد، اما آن حوادث با نماز اول وقت و صحيح، او را به زمين نميزند.
نوشته شده توسط منتظر در پنجشنبه 1390/01/25 ساعت 8:57 موضوع | لینک ثابت
سلام .خوبین؟ بعد از این مدت عذر خواهی می کنم که بروز نکردم .تصمیم گرفتم از خودم و حرفهای خودمو بگم ولی از زور تنبلی هنوز تایپ نکردم .فعلا این مطلب خیلی عالی و معرکه رو از سایت سمت خدا گرفتم .حتما بخونید همه مون بهش دچاریم .همه مون عجول هستیم
درباره ی آثار مدارا توضیح بفرمایید .
مروری بر معنی مدارا می کنیم . مدارا هم معنی اداره کردن و مدیر است . اداره یعنی دور زدن . واژهایی که ما در واژهای محبت آمیز استفاده می کنیم مثل دورت بگردم . در روایات ما مدارا با کلمه ی رفق هم آمده است . در فارسی عبارت کج دار و مریز استفاده میکنیم . حدیثی از پیامبر است که می فرمایند : مدارا کردن نصف ایمان است و . اگر بخواهیم برای هر چیزی شاخصی بگذاریم و هرکس خواست بداند ایمانش در چه حدی است ، ببیند چقدر با مردم مدارا میکند ؟ چقدر زود عصبانی میشود ؟ بعضی ها همه را بی دین می دانند و با همه سرجنگ دارند . مدارا باید در همه جا باشد . بعضی ها اهل مدارا نیستند . مثلا در رانندگی مدام بوق می زنند و اگر ماشین بوق نداشته باشد ، ایشان نمی توانند رانندگی بکنند . گاهی هم حق با این هاست . ولی حالا من که با این مردم زندگی میکنم ، چکار کنم ؟ با کسی که یکدفعه می پیچد یا می ایستد چکار باید کرد ؟ . ما در این مسیر باید مدار ایمان را نشان دهیم . خانمی می گفتند : شوهر من نظامی است و خانه را با محل کار اشتباه میگیرد . و می خواهد به بچه ها دستور بدهد . ما در منزل مشکل داریم . خانه محل سکونت و محل آرامش دادن و آرامش گرفتن است . ما میخواهیم در خانه آرامش بگیریم . چکار میکنید ؟ و چرا این کار را می کنید ؟ ما باید همانقدر که آرامش می گیریم ، آرامش هم بدهیم . انسان در حین جاذبه باید جذبه هم داشته باشد . یکی از آثار مدارا ، سکته نکردن است که آمار سکته پایین می آید . کسی که سکته میکند بخاطر این است که اهل مدارا نیست . آدمهای نرم و مهربان که زود از کوره در نمی روند و نمی شود این ها را عصبانی کرد ، کمتر سکته می کنند . مردی بود که خیلی اهل مدارا بود . چند تا از جوانان نا اهل محل گفتند : برویم و ایشان را عصبانی کنیم . نصف شب در خانه ی او را زدند و ایشان از خواب بلند شد و آنها گفتند : ما میخواهیم ببینیم فضولات گاو چه مزه ای می دهد . ایشان خیلی نرم و ملایم گفت : اولش کمی تلخ و آخرش هم ترش میشود . یکی از آن جوانان گفت : آقا شما میل کرده اید ؟ گفت : نه از آثارش می فهمم . اول مگس می نشیند و ... و بعد گفت : اگر فرمایشی ندارید خداحافظ و آنها گفتند : خیر و رفتند . مثال رسایی است . از این میشود خیلی چیز رساند . ما می خواهیم خوش بگذرانیم و این ادبیات جدید غربی است . ما در اسلام کلمه ی خوش نداریم . کلمه ی خوب داریم . بعضی ها ملاک برای ازدواج خوشگلی طرف است . اگر این دختر عروس این خانواده شد ، دیگر نمی پرسند عروس خوشگلی دارید یا نه ؟ می گویند : عروس خوبی دارید یا نه ؟ خوشی وقتی در جای درستش می نشیند ، خوبی میشود . اگر عروس بد باشد می گویند : کاشکی خوشگلی نداشت ، کمی خوبی داشت . کاشکی بجای خوش سیما ، خوش سیرت بود . حالا آنهایی که می خواهند خوش بگذرانند ، پیامبر میگوید : نصف خوشگذرانی زندگی ، مدارا است . یکی از اسامی خدا رفیق است . رفیق یعنی کسی که شفقت دارد و مهربانی دارد . از دست دوستش ناراحت نمی شود . در روایات داریم : خدا رفیق است و رفق را دوست دارد . رفیق از رفق است . خدا کسی را دوست دارد که اهل رفق و مدارا باشد . از لوازم مدارا سینه ی گشاده داشتن است . کسی که زود جوش نمی آورد ، ظرف وجودش کوچک نیست . شما در یک لیوان چند سی سی آب اضافه کنید ، معلوم میشود . ولی در استخر چند پارچ هم آب بریزید مشخص نمیشود . از اقیانوس چند تا کامیون آب بردارزد یا اضافه کنید ، خودش را نشان نمی دهد . اگر ظرف وجودی انسان پُر جنبه باشد ، انسان کمتر جوش می آورد و در نتیجه کمتر سکته می کند . بسیاری از خانواده ها اگر می خواهند بیمار نشوند ، سعی کنند اهل رفق و مدارا باشند .
آیا فقط خانم ها باید کوتاه بیایند ؟
من فکر نمی کنم گفته باشم که فقط خانمها کوتاه بیایند و مدارا بکنند . چه کسی باید کوتاه
بیاید و چه کسی نباید کوتاه بیاید ؟ کسی که خود را بالاتر می بیند باید کوتاه بیآید . چرا
ما اینقدر پیامبر را دوست داریم ؟ چون از همه بیشتر کوتاه میآمد . بیشترین مدارای او
بخاطر همین مقامش بالایش است . حضرت علی (ع) می فرماید : عاقل ترین مردم کسی
که بیشتر مدارا می کند . به زن و مرد کاری ندارد . به سن کاری ندارد . به باسوادی و
بی سوادی هم کاری ندارد . یکی از اصحاب پیامبر بنام معاویه پسر حکم سلمی میگوید :
هنگامی که با رسول خدا مشغول نماز بودم ، مردی عطسه کرد وسط نماز گفتم : خدایت
بیامرزد . دیگران با نگاهشان برایم خط و نشان کشیدند . گفتم : چکاردارید این طور مرا
نگاه می کنید ؟ دستشان را بر پایشان زدند و با اینکار مرابه سکوت دعوت کردند و من
ساکت شدم . هنگامی که نماز به پایان رسید ، پیامبر مرا خواست . پدر و مادرم فدایش
باد . چنین آموزگاری که به خوبی آموزش می دهد نه پیش از آن دیدم و نه پس از آن .
سوگند به خداوند که نه برسرم فریاد یکشید و نه کتکم زد و نه دشنامم داد . فرمود : در
نماز نباید حرف زد . نیایش کردن و تکیبیر گفتن و قرآن خواندن است نماز .
در مدارس دخترانه ی ما باید دختران روسری سرشان بکنند . بعضی از معلمان عزیز از بس که روسری را جا بیندازند ، یعنی روسری ، باید توی سر ما برود . ما با زور و فشار روسری او را درست میکنیم بجای آنکه توی سر او را درست کنیم . او همینکه از مدرسه بیرون آمد ، روسری اش هم عقب می رود . بعضی از ایرانیان از مرز کشورکه خارج میشوند ، مرز روسری شان هم عوض میشود. این معلوم است آنچه توی سرش است مشکل دارد . او هنوز باور نکرده است . اگر یک معلمی بتواند با مهر و محبت و رفق و مدارا و منطق درست کار کند ، آنگاه مادر آن دانش آموز هم نمی تواند روسری او را دربیاورد . می گوید : مادر این روسری هویت من است . این آرم مسلمانی من است . پرچم وجود کشور من است . الان یکسری از مسلمانان ترکیه از ترکیه هجرت می کنند ، فقط بخاطر اینکه روسری اش را حفظ بکند . و درسش را هم بخواند . چون در ترکیه با روسری وارد دانشگاه شدن ممنوع است . ببینید این ایمان چقدر ارزش دارد و برای این انسان شیرین است . روایت داریم : بهترین شما کسی است که برای همسرش بهترین باشد . مردی که بر بداخلاقی همسرش تاب بیاورد پروردگار پاداشی را که بخاطر تحمل ناگواری ها به حضرت ایوب (ع) داده است ، به او خواهد داد . الان این ضرب المثل شده است . که طرف صبر ایوب دارد . این واقعیت است . چون ایوب خیلی سختی کشید . یک انسانی است که خدا این همه به او مصیبت داده است . گاهی تا شوهر عیب زن را می گوید ، زن گارد می گیرد و از اول عروسی شروع میکند و اشکالات را میگوید . در حالیکه باید بگوید : باشد . من قبول دارم . شما هم به من کمک کن تا این اشکالات را از بین ببرم . مقابله به مثل نکنید . زخم را باید با کرم برطرف کرد نه با سنباده . هر مردی که با زبانش زنش را بیازارد ، پروردگار نه انفاق او را در راه خدا می پذیرد ، نه نمازهای مستحبی او را و نه نیکی و روزه اش را تا زمانی که زنش را خردسند کند . و اگر آن مرد روزها روزه بگیرد و شبها برای نماز شب بپا خیزد ، برده ها آزاد کند ، باز نخستین کسی خواهد بود که وارد دوزخ میشود . این برنامه ها باید وقتی پخش بشود که آقایان هم پای تلویزیون باشند .
آیا پیشنهادی دارید که این مدارا کردن در ما نهادینه شود ؟
قرآن می فرماید : در کارهایتان فکر کنید . مثلا من فکر کنم که وقتی پیر شدم با این بد اخلاقی من ، بچه ها هم دیگر به من سر نمی زنند یا اگر در بیمارستان افتادم کسی به داد من نمی رسد و می گویند : از دست بداخلاق راحت شدیم . باید کاری بکنیم که با مهر و محبت به ما کمک کنند حضرت علی (ع) می فرماید : جوری با مردم نشست و برخاست کنید که اگر زنده هستید ، مشتاق دیدار شما باشند و اگر از دنیا رفتید ، بر فراق شما بگریند . چه وقت انسان مشتاق دیدار کسی میشود ؟ علی (ع) می فرماید : سرآمد هر عاقلی این است که بتواند اهل مدارا باشد .
نوشته شده توسط منتظر در چهارشنبه 1390/01/24 ساعت 8:17 موضوع | لینک ثابت
شیعه آنلاین: در پی بحرانی شدن اوضاع جاری در بحرین و افزایش حملات وحشیانه نیروهای رژیم بحرین که از سوی کشورهای مختلف حمایت می شوند، گروهی از شیعیان بحرینی نامه ای کوتاه خطاب به مقام معظم رهبری نوشته و نسخه ای از آن را برای پایگاه خبری شیعه آنلاین ارسال کردند.
نوشته شده توسط منتظر در پنجشنبه 1389/12/26 ساعت 10:59 موضوع | لینک ثابت
بسم الله الرحمن الرحیم
جوجه ی پرنده ها گاهی از من وتو بیش تر می فهمند .نگاه می کنند و اولین کسی که غذا به دهانشان می گذارد را مادرشان می دانند .دنبالش راه می روند و هر کجا رفت می روند .هر چه کرد می کنند.می فهمند او که آنقدر دلسوز بود که در ناتئانی گرسنگیشان را تاب نیاورد به خطا نمی کشاندشان .نابودیشان را نمی خواهد .من و تو اما بعضی روزها -وشاید همواره -یادمان می رود اولین قوت را که برایم ساخته .و بعد از سفره دست شیطان را می گیریم و بلند می شویم و دنبالش راه می افتیم .جوجه ها هم از ما داناترند .
میخوام برم دنبال بهار .نیستم .میخوام برم از شکوفه ها راز آفرینش رو بپرسم و قدم به قدم با دخترم از طبیعت به قیامت برسم .شاید امسال بهار به قیامت رسیدم .شاید امسال بفهمم این جمله زیبا رو که «با آمدن بهار بسیار از رستاخیز یاد کنید »
نوشته شده توسط منتظر در چهارشنبه 1389/12/25 ساعت 15:33 موضوع | لینک ثابت
راه وصول معارف از نزد خدا در بیان امام عسکری (ع) اگر هرکسی بخواهد عزّت لَدنی، آبروی لَدنی، قدرت لَدنی، علم لَدنی به اندازه خودش پیدا کند، باید برود نزدیک چشمه. این راهش چیست؟ این را وجود مبارک امام عسکری (ع) فرمود: این راه، طولانی است؛ این سفر، سفری طولانی است. إنَّ الوُصُولَ إلَی اللهْ سَفَرٌ که این بدون مرکب نمی شود؛ مرکبش هم «نماز شب» است. إنَّ الوُصُولَ إلَی اللهْ سَفَرٌ لا یُدرَکُ إلا بِامتِطاءِ اللِّیلْ.
« نماز شب »، عامل شناسائی گناه و پرهیز آسان از آن
فرمود: نماز شب یک مرکب خوبی است. خُب سوار این مرکب بشوید، بروید. اگر بخواهید عزیز بشوید، و گرامی بشوید، باید از خیلی از چیزها صرف نظر کنید. یک وقت آدم بینی اش بسته باشد؛ وقتی یک سلسله غذاهای به حسب ظاهر شیرین را، شیرینی را، میوه های شیرین را می بیند؛ طمع می کند. امّا وقتی شامّه اش باز باشد، بوی بد اینها را می شنود؛ اصلاً رغبت ندارد، آنوقت خودش را به زحمت نمی اندازد! دعوا روی میوه های پوسیده نمی کند؛ برای اینکه شامّه اش باز است، می داند عاقبت باز ماند این مردار!! برای کسی میوه نشد. این باز بودن شامّه، باز بودن بینی، باز بودن باصره، باز بودن سامعه همین است. در قرآن کریم فرمود: یک عدّه ای چشم شان بسته است، اَعیُنُهُمْ فِی غِطاءٍ عَنْ ذِکرِی (5).
خُب اگر کسی یک بوی غذای خوبی به مشامش برسد، امّا چشمش بسته باشد؛ نداند که این آلوده است، نبیند آلوده است؛ خُب هوس می کند! این نماز شب آدم را سمیع می کند، آدم را بصیر می کند، شامّة باز به آدم می دهد. حالا آن مراحل عالیه اش مخصوص انبیاء و اولیاء است، امّا مراحل ابتدائی که مشکل ما حل بشود که به ما می رسد که! وجود مبارک یعقوب (سلام الله علیه) به فاصلة 80 فرسخ، با جملة اسمیّه، با تأکید « إنَّ » فرمود: من بوی یوسف و پیرهن می شنوم. إنّی لَأجِدُ رِیحِ یُوسُفَ لُولا اَنْ تُفَنِّدُونْ (6). ما حالا فاصلة 80 فرسخ لازم نیست، همین 8 سانتی که بالأخره بفهمیم این آقا که این زیر میزی را به ما داده، این بد بوست؛ این را که می توانیم بفهمیم که! این رانت خواری، این رشوه خواری، این است. خُب این را امام عسکری فرمود: جلویش را بگیرید دیگر! خیلی آسان است.
اینکه ما به دام می افتیم، برای اینکه این شامه بسته است، نمی دانیم این بد بوست. خُب وقتی شامه باز باشد، به آسانی می گذریم؛ خیلی آسان است. فرمود: اَمّا مَنْ اَعطَی وَ اتَّقَی. وَ صَدَّقَ بِالحُسنَی. فَسَنُیَسِّرُهُ لِلیُسرَی(7). خیلی به آسانی از این مردار می گذرد. و آبروی خودش را حفظ می کند، آبروی خانواده اش را حفظ می کند؛ عمری، 70 ـ 80 سال آبرومندانه او و خانواده های او، فرزندان او، ندیده های او و نَبیره های او هم محترمانه زندگی می کنند. وجود مبارک امام عسکری فرمود: بدون « نماز شب » این سفر سخت است. إنَّ الوُصُولِ إلَی اللهْ سَفَرٌ لا یُدرَکُ إلا بِامتِطاءِ اللِّیلْ. مَطیه، مرکب؛ راهوار، خوب. انسان سحر بر می خیزد، با خدایش گفتگو می کند، خودش را به او می سپرد، از لغزش ها به برکت او مصون می ماند؛ نه بیراهه می رود، نه راه کسی را می بندد.
سخنان مرجع عالیقدر شیعه "ایت الله جوادی آملی "برگرفته از سایت راسخون http://rasekhoon.net/news/show-70907.aspx
نوشته شده توسط منتظر در دوشنبه 1389/12/23 ساعت 8:8 موضوع | لینک ثابت
رسول اکرم (ص) فرمود: «هرگاه در امّت من ده خصلت ظاهر شود خداوند ايشان را به ده چيز عقوبت کند». گفته شد: يا رسول الله! آن ده خصلت چيست؟ فرمود: «هرگاه دعا کم کنند بلا نازل شود، هرگاه صدقات (قرض، هديه، وقف، مطلق قدمهاي خير و انفاقات خيريه) را ترک کنند مرضها زياد شود، هرگاه زکات را منع کنند چارپايان بميرند، هرگاه سلطان جور کند منع باران شود، هرگاه زنا در ايشان بسيار شود، مرگ ناگهاني در ايشان زياد شود، هرگاه ربا زياد شود، زلزلهها زياد شود، هرگاه به خلاف آنچه خدا نازل فرموده حکم کنند دشمن ايشان بر ايشان مسلط شود، و هرگاه نقض عهد و پيمان کنند خداوند ايشان را مبتلا به قتل سازد و هرگاه کم فروشي کنند خداوند ايشان را به سالهاي خشک و قحط بگيرد.»
نوشته شده توسط منتظر در یکشنبه 1389/12/22 ساعت 15:45 موضوع | لینک ثابت
یکی از شاگردان آقای بهجت می گوید:در مشهد خدمت آقا بودیم که از حیاط حرم امام رضا(ع) خارج شدیم،آقا فرمودند:«یک کتاب است که هر نوع دعایی که شما بخواهید در آن وجود دارد وبرای هر کاری ،دعای مخصوص به خودش را بیان کرده است».من هم کنجکاو شدم وخیلی سریع قلم و کاغذ را آماده کردم وخواستم نام کتاب را یادداشت کنم تا یادم نرود .از ایشان پرسیدم :آقا !اسم آن کتاب چیست؟فرمودند:«قرآن!» اگر سخنان آیت الله بهجت را درباره عظمت قرآن بخوانید،تازه متوجه می شوید که هر کجا قرآن باشد،امام زمان (ع) حضور دارند؛یعنی همین قرآن است که ما را به امام غایب (ع) وصل می کند و این امام غایب (ع) است که ما را به محضر قرآن می رساند.
آقای بهجت صریحاً فرموده اند اگر می خواهید به جایی برسید قرآن و نهج البلاغه بخوانید.پس باید این دو کتاب عظیم القدر را از طاقچه خانه ها برداریم و با ادب و احترام بخوانیم.
امام صادق (ع) می فرمایند:«شیعه باید روزی پنجاه آیه قرآن بخواند»؛ " 1 ". یعنی جزء کارها و وظایف شیعه است،همچنین فرمودند :«هر روز به عهدتان با خدا نگاه کنید».سوال شد کدام عهد؟فرمودند«نگاه کردن به قرآن» " 2 ". وقتی به آیات ربّانی نگاه کنیم متوجه می شویم که قرآن،مارا صبح و شب به خواندن خودش دعوت می کند.از حالات امام خمینی رحمة الله این بود که ایشان در پایان عمر شریف شان چشمانش ناراحتی پیدا کرده بود،پزشک معالج به ایشان می گویند:آقا! شما نباید چند روزی قرآن بخوانید و باید استراحت کنید.امام می فرماید: من چشم هایم را برای خواندن قرآن می خواهم،چه فایده ای دارد اگر چشم داشته باشم و قرآن نخوانم. ان شاءالله اگر با قرآن انس بگیریم و به وجود قرآن برسیم،قرآن ما را تنها نمی گذارد.امام سجاد (ع) فرمودند:«اگر قرآن با من باشد در هر جای عالم که بروم هیچ وقت احساس غربت و تنهایی نخواهم کرد.» آیا رفیقی بهتر از قرآن و کلام خدا پیدا می شود؟
از حضرت رسول (ص) است که فرمودند:«بعد از خدا،هیچ چیزی با عظمت تر از و با فضیلت تر از کلمات قرآن نیست.» " 1 ". همین حروف نورانی است که خداوند در وصفشان می فرماید:(انا نحن نزلنا الذکر و انا له لحافظون) " 2 ". «من خدا خودم این آیه را نازل کردم و خودم نیز از آن حفاظت می کنم.» ان شاءالله خداوند توفیق دهد هم گناه را ترک کنیم وهم با قرآن و نهج البلاغه انس بگیریم.
این مطلب برگرفته از سایت راسخونhttp://rasekhoon.net -بخش کتاب وکاملا برگرفته از کتاب "
صاحب دلان(1): پرده نشین (شرح کلمات عرفانی، اخلاقی حضرت آیت الله العظمی بهجت)
نویسنده : حجت الاسلام و المسلمين محمد لک علي آبادي
ناشر : انتشارات هنارس
است .من یه ژیشنهاد کوچیک دارم .بیاین یه حلقه مطالعاتی نهج البلاغه تشکیل بیم و نهج البلاغه رو از مهجوریت کمی در بیاریم .من یک ماهی هست که شروع کردم هر شب یک یا دو صفحه .خوشحال میشم بخونیم و بعد یه وبلاگ گروهی کوچیک تشکیل بدیم که مطالب جالب رو توش منعکس کنیم .منظر نظراتتون هستم .
نوشته شده توسط منتظر در چهارشنبه 1389/12/18 ساعت 10:40 موضوع | لینک ثابت

دو اصل بنیادین اسلام . پیامبر و همچنین شهر مكه كه كعبه ، خانه ی خدا و قبله ی تمامی مسلمین جهان در آن واقع شده و به نوعی نماد اسلام است . این محصول بدین ترتیب این دو ا نشانه گرفته است !
پپسی :
برای نوشابه ی پپسی باید دقت بیشتری خرج داد . پپسی مخفف جمله ی انگلیسی :
Pay Each Penny to Save Israel
یعنی هر پنی را برای تامین اسرائیل بپردازید...
برگرفته ازسایت http://www.ghadirnet.com/
نوشته شده توسط منتظر در سه شنبه 1389/12/17 ساعت 9:50 موضوع | لینک ثابت
آخرین نوشته ها
درباره وبلاگ

فقط میدونم باید کاری بکنم .یه سنگ به طرف دشمن هم یه سنگه .ما سنگمونو به سوی هدف پرتاب میکنیم با بسم الله ..دیگه اجرش با خود خدا .بچه ها شماهم تیرکمونتون رو بیارید .خدامون سنگ هامون رو میبینه همین بسه .اگه نتونیم دشمن رو زخمی کنیم فردا جواب آقامونو چی بدیم .خدایا خودت توفیق بده سنگ هامون هم سنگ باشه
فهرست اصلی
دوستان
آیت الله بهجت دامت برکاته
سایت موعود -ویژه امام زمان علیه السلام
بهترین سایت پاسخویی به سوالاتتون
بلاگ آقای رمضانپور
آوای یار
پایگاه اطلاع رسانی غدیر
وبلاگ برگزیده 89-وبلاگ آب و آتش
یه دنیا سوال
وبلاگ طلبه جوان
وبلاگ کارگردان دوم "ظهور نزدیک است "
یک گروه فرهنگی
پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
اردیبهشت 1390
فروردین 1390
اسفند 1389
دی 1389
مرداد 1388
اردیبهشت 1388
اسفند 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
طراح قالب
POWERED BY